تپش ترانه
دو روح وابسته به دیار ستارگان ،
به دیار یکدیگر امدند در اسمان .
و دیده به هم دوختند
خاموش و بی زبان .
مرد اواز نمی خواند
اما گلوی افتاب سوخته اش
از ترانه می تپید.
و زن ایستاده بود
و رقص شاد اندام هایش را
در خود نهفته داشت.
عشق یعنی چی ...!
عشق یعنی
مستی و دیوانگیعشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی
شب نخفتن تا سحرعشق یعنی
سجده با چشمان ترعشق یعنی سر
به دار آویختنعشق یعنی
اشک حسرت ریختنعشق یعنی در
جهان رسوا شدنعشق یعنی س
ست و بی پروا شدنعشق یعنی
سوختن با ساختنعشق یعنی ز
ندگی را باختنتو دیگر برایم عشق نیستی...
حکایت من و تو حکایت نسیم و درخت است...
تو تنها احساسی هستی که بدانم در دل کسی را میپرستم...
آن روز که به راستی تو برایم تو بودی مرا با خودم تنها گذاشتی...
و امروز دوست داشتن تویی که نیستی و نخواهی بود برایم...
رؤیاییست دوست داشتنی....
پدر یعنی صورت خسته
دست پینه بسته
قلب شکسته
پدر یعنی طلای ناب
........................................................................................................................................
درسته که بهشت زیر پای مادراست
ولی ارامش بهشت در اغوش پدراست


مادرم از من راضی باش قول میدم هیچگاه ناامیدت نکنم . هنوز یادم هست با چه سختی منو بزرگ کردی . از کدوم فداکاریت بگم ؟از اینکه هرچه داشتی صرف من کردی و حالا چشمانت به دستان من است ؟
به خدا نومیدت نخواهم کرد این دستان بی ارزش من همیشه از شما فرمان خواهند برد و من خود علیل می شوم.
مادرم این محبتی که در من سرشار است حاصل محبت های بسیار شماست پس تا بتوانم به شما محبت خواهم کرد
از وقتی بهم جان بخشیدی من یک جان به شما بدهکارم بگو ازم راضی می شوی جانم را فدایتان خواهم کرد .
الهی هرگز رنگ غم نبینی ، الهی هرگز نمیری مادر ، بی تو من هزار ساله هم باشم باز یتیمم .
قابل توجه بعضي از دخترها :
تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟
با هم باز ميشن * با هم بسته ميشن* با هم ميخندن
*با هم گريه ميکنن* با هم ميچرخن .
جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه .
دوستي يعني اين !!!!
حالا دقت کردي؟
اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) .
نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه

داني كه شمع زرد دم مرگ به پروانه چه گفت:
گفت: اي عاشق ديوانه فراموش شوي سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد ديري نكشد تو نيز خاموش شوي
یا علی گفتیم و دل ازاد شد
یا علی گفتیم و عشق اغاز شد
(تا ۱۱۰ بیکار نماند)
آبي آسماني که مي بينم و مي دانم نيست
و خدايي که نمي بينم و مي دانم هست
و چه زيباست اين بيکران افسونگر و خدايي که در اين نزديکي ست
آبي آسماني که مي بينم و مي دانم نيست
و خدايي که نمي بينم و مي دانم هست
و چه زيباست اين بيکران افسونگر و خدايي که در اين نزديکي ست
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.
از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهی گیر: مدت خیلی کم.
تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟
ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.
تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟
ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.
ماهی گیر: خوب بعدش چی؟
تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...
ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟
تاجر: پانزده تا بیست سال
ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟
تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.
ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟
تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.
که بمیریم اگه داشته باشیم قلب سنگ و سرد
باشیم همیشه برا هم مثال دارو و مرحم
اگه خوب نشدیم همدیگرو بکنبم کفن
اما فهمیدیم عشق بینمون بوده خنثی
فقط می کردیم براهم تظاهروادعا
تو قرارا فقط به همدیگه میکردیم سلام
یه چیزی کم داشتیم مثل موسیقیه بی کلام
روزامون شده بودمثل کاغذای باطله
که ما خطای توش بودیم خطای بی عاطفه
دیگه فایده ای نداره هرچی بگی ببخشید
چون چشامون چیزی روکه باید می دیدو دیگه دید
برو ولی من تورو دیگه نمی کنم حلال
تواون دنیا باز خواستت می کنم با چندتا سوال
تنهام بذار عشق- تو وجودم شده خاموش
لااقل بی انصاف برای مرگم تیره بپوش
فکر می کنم با نفرینام زندگیت بشه جهنم
که راضی بشی به مرگ خودت با خوردن سم
حالا دیگه دارم میگم زیر لب اشهدمو
برو به ارزوت رسیدی نمی بینی منو
روحم می خنده موقع گذاشتنم توی قبر
اشک می ریزی انگار از چشات میباره ابر
تو اومدی پیشم مثل نوش داروی بعد مرگ
که نداره اثری نمیاره به رخم رنگ
اخرش میگی تو ذهنت دوستت دارم همیشه
مثل اقیانوسی که امکان نداره خشک بشه
می خوام بگم قبل از دست دادن کسی
قدرشو بدونید شاید فردا نداره نفسی
مثل تو که باهم بودیم ولی تو با من نبودی
نمی دونم عاشق چشمای کی شده بودی
اسم تورو تو قلبم یه نقطه ی کور می کنم
چشمای روشن تورو تاریک و بی نور می کنم
من که میرم تو هم منواز ذهنت ببر از یاد
دیدارمون به قیامت باشه ای رفته به باد
توی پاییز وقتی تنها تو برگا قدم زدی
وقتی رفتی زندگیتو با اون یکی رقم زدی
بدون اینو که دل من هنوزم دنبالته
ولی افسوس یکی دیگه زیر بارون پا به پاته

ای کاش معلم جبر بودم تا توان عشق رو می نوشتم ...
ای کاش معلم هندسه بودم تا قضیه دوست داشتن رو ثابت میکردم ...
ای کاش معلم ادبیات بودم تا اسمم را در اسمت صرف میکردم ...
ای کاش معلم شیمی بودم تا اسمم را با اسمت می امیختم و از آن عنصر عشق
میگرفتم ...
و ای کاش معلم زبان بودم و فریاد میزدم I LOVE YOU
پدر یعنی صورت خسته
دست خسته
قلب شکسته
پدر یعنی طلای ناب
........................................................................................................................................
درسته که بهشت زیر پای مادراست
ولی ارامش بهشت در اغوش پدراست
داني كه شمع زرد دم مرگ به پروانه چه گفت :
گفت: اي عاشق ديوانه فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد!!!
ديري نكشد تو نيز خاموش شوي

هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم...
ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!!
ميدوني چرا ؟
چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ...
دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟
ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي
هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه :
يکي دوست دارم
دوستي با هر كه كردم خشم مادر زاد شد
آشيان هر جا گزيدم خانه ي صياد شد
دوستي با هر كه كردم مظهر نيرنگ شد
ظاهرش زيبا ولي در باطنش صد رنگ شد

عشق يعنی دل سپردن در الست ¤ از می وصل الهی مستِ مست
عشق يعنی ذكر ناموس خدا ¤ يا علی گفتن به زير دست و پا
عشق يعنی جلوه صبر خدا ¤ شرم ايوب نبی از مرتضی
عشق بر دلداده فرمان میدهد ¤ عاشق جان داده را جان میدهد
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت ¤ پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق يعنی انقلاب فاطمه ¤ از كبودی چشم تار فاطمه
عشق يعنی عشق ناب فاطمه ¤ بيت الاحزان خراب فاطمه
شعری که جوشید ازدلم ،اینبار باشد مال تو.
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.
قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.
English : I Love You
Persian : To ra doost daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich
Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t'aime
Greek : S'ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Iranian : Man doosat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
Syrian/lebanese : Bhebbek
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
Swedish : Jag a"
Africans : Ek het jou li

رفتم و من ماندم با اشک شبانه
بی آنکه بدانم اشک می ریزم
دلی که همیشه می گفتی از سنگ خاراست
ای کاش می دیدی بی اختیار آب شده
شب و روزم را گرفتی
بی آنکه بدانم چرا؟
دلی نالان و چشمی گریان
خداوندا چرا؟!...
تو در خیالم همه جا هستی با من
مانده ام در کار خود
بی آنکه بدانم چرا؟
فقط دو چیز را از خدای مهربانم می خواهم
یکی خوشبختی تو ...
دیگری مرگ خودم...
به خدای مهربان آرزوی دیگری نیست
به حرمت شبهای با تو بودن بیدارم
شایدم منتظرم
نمیدانم منتظر چه چیز
بی آنکه بدانم چرا؟!
يك شب بيدار شدم و ديدم مردم...
ترسيدم..شايد چون تاريك بود..نمي دونم چرا شب از سماجت و اصرار دست
نمي كشيد...لحظه اي گذشت..وقتي فكر كردم ديدم زيادم بد نيست..
ولي كاش اين مرگ ، مرگ ابدي بود....!
رفتم جلوي آيينه و با خودم دگير شدم..لعنت به تو ، انقدر قصه خوردي كه
دق كردي...چقدر ژوليده ام تو اولين شب مرگم...البته برازندم...
آراستگي به من نمي ياد!!! زيادي خانوم مي شم...
پس قبرم كجاست؟!كجا بايد بخوابم...يعني تو اين دنياام جايي ندارم..؟
من براي خودم نگرانم!!!
افسارم افتاده دست زندگي و مثل اسب ، كه نه مثل يه آدم بي اراده منو
مي كشونه هر طرفي كه بدبختيش بيشتره...
هر طرفي كه بيچارگيش بيشتره..
هر طرفي كه بهتر بتونه منو فنا كنه...
نسل خوشي هام مثل دايناسور خيلي وقته كه منقرض شده...
زمزمه ي يه مرده شنيدن داره وقتي به خودش مي گه:
تو خيلي وقته مردي آشغال...!
من در آستانه ي نابودي ام ، نابودي بعد از مرگ...
مطمئنم نابود شدن بهتر از زندگي كردن
اگر سؤالي در مورد اون دنيا دارين من در خدمتم...!!!
راستي تو مي دوني پري ؟ بي من بري ، بي همنفس
بري رها بشي ، منم بمونم تو قفس؟فکر نکنم دلت بياد ، دل منو خون بکني
قلب منو بشکني و منو پريشون کني
درسته که بعضي روزا ، يه خورده غرغر مي کني
ولي اگه پاش برسه ، حسابي شرشر مي کني
من تو رو خوب مي شناسمت ، تو مثل رويا مي موني
قصه زنده موندنو تو گوشاي من مي خوني
قلب تو عين درياست زلال و پاک و آبي
تو عالم رفاقت تو نابه نابه نابي
سرت رو درد نمي يارم ، فکر مي کنم ديگه بسه
مي بخشي بعضي گفته هام يه جورايي پيش و پسه
تو رو سپردم به خدا ، خداي خوب و مهربون
قدر دل قشنگتو ، تو رو به جون من بدون![]()

به نظر تو نردبونی که ساختم لیاقت رسیدن به چشمونت رو داره؟!!
دوستت دارم و بخاطر همین دوست داشتن توست که خودمو هم دوست می دارم...

میخوام برای تو بگم از زندگی های محال
از عاشقی توی سراب از عشقای خیلی با حال
میخوام بگم که عشق فقط توی کتابا نبو ده
من و تو عشق اونا رو میبریمش زیر سوال
خدا کنه که تا ابد من باشم ونگاه تو
قهر و غضب هات باشه و صداهای با قیل و قال
خدا کنه که تو فقط برای من غم بخوری
نه اینکه روز به روز بشم یه عشق رفته به زوال

ور بشکنم این عهد غرامت بکشم
گر عمر وفا کند جفاهای تو را
باری کم از انکه تا قیامت بکشم

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم






